هوش هیجانی به توانایی فرد در شناسایی، درک، مدیریت و بیان مناسب هیجان‌های خود و دیگران گفته می‌شود. این مهارت فقط به احساساتی بودن مربوط نیست، بلکه به نوعی از آگاهی روان‌شناختی اشاره دارد که به تصمیم‌گیری بهتر، ارتباط مؤثرتر و سازگاری بیشتر در موقعیت‌های مختلف کمک می‌کند. فردی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردار است، می‌تواند احساسات خود را به‌موقع تشخیص دهد، پیش از واکنش‌های تکانشی مکث کند و پاسخ سنجیده‌تری نشان دهد. چنین فردی در روابط بین‌فردی نیز معمولاً همدل‌تر، شنونده‌تر و توانمندتر در حل تعارض است.  
هوش هیجانی نقش مهمی در کاهش تنش‌های روزمره، افزایش تاب‌آوری، بهبود عملکرد شغلی و تحصیلی و ارتقای کیفیت روابط خانوادگی دارد. این مهارت به والدین کمک می‌کند در مواجهه با رفتارهای فرزندان، واکنش‌های هیجانی خود را بهتر تنظیم کنند و به کودکان نیز می‌آموزد که احساسات خود را بشناسند و به شیوه‌ای سالم ابراز کنند. در محیط کار نیز هوش هیجانی باعث افزایش همکاری، کاهش سوءتفاهم و تقویت رهبری مؤثر می‌شود.  
برای تقویت هوش هیجانی، نخستین گام افزایش خودآگاهی است؛ یعنی فرد در طول روز چند بار از خود بپرسد «الان دقیقاً چه احساسی دارم و چرا؟». دوم، نام‌گذاری هیجان‌هاست؛ به جای بیان کلیِ «حالم بد است»، بهتر است احساسات به صورت دقیق‌تری مانند خشم، ناامیدی، نگرانی یا شرمندگی شناسایی شوند. سوم، تمرین مکث پیش از واکنش است؛ چند نفس عمیق یا چند ثانیه تأمل می‌تواند از بسیاری از واکنش‌های شتاب‌زده جلوگیری کند. چهارم، گوش‌دادن همدلانه به دیگران است؛ یعنی شنیدن بدون قضاوت و تلاش برای فهم دنیای هیجانی طرف مقابل. پنجم، بازنگری در افکار خودکار و فاجعه‌انگارانه است، زیرا بسیاری از واکنش‌های هیجانی شدید، از تفسیرهای ذهنی ما تغذیه می‌شوند.  
همچنین نوشتن هیجان‌ها، گفت‌وگوی سالم درباره احساسات، تمرین حل مسئله به جای سرکوب هیجان و یادگیری نه گفتن محترمانه، از راهکارهای مهم دیگر در تقویت این مهارت هستند. هوش هیجانی یک ویژگی ثابت و ذاتیِ صرف نیست، بلکه قابلیتی اکتسابی و قابل پرورش است که با تمرین مستمر می‌تواند در همه مراحل زندگی رشد یابد.

مهتاب زارع-مشاور کودکستان و دبستان پسرانه ی حضرت جوادالائمه (ع) ناحیه یک